دختر بروس لی آنچه را که مردم درباره میراث نماد نمی‌فهمند توضیح می‌دهد

نیم قرن پس از مرگش، بروس لی نماد قدرت بدنی و مردانگی برای جامعه آسیایی و نماد سینمای قرن بیستم است. اما دخترش می‌گوید که میراث او چیزهای دیگری است که شایسته شناسایی است.

شانون لی که هنگام مرگ پدرش در سال 1973 4 ساله بود، گفت که او ایده‌های سمی و سنتی مردانگی را رد می‌کند و در عوض برای ابراز احساسات ارزش قائل است. لی در حالی که زندگی پدرش را در پنجاهمین سالگرد مرگش در روز پنجشنبه بررسی می کند، گفت امیدوار است دیگران بدانند که چگونه بروس لی قدرت را به عنوان آسیب پذیری تعریف می کند.

لی، که سازنده اجرایی HBOs Warrior است، گفت: همان‌قدر که او از نظر بدنی مردانه به نظر می‌رسید، از طریق مقدار قدرت و هنرهای رزمی، در واقع ظرافت‌های ذاتی زیادی در مردانگی او وجود دارد که فکر می‌کنم نادیده گرفته می‌شود. او از حضور واقعاً، واقعاً حاضر بودن حمایت می کرد.

بروس لی، که در 32 سالگی در هنگ کنگ درگذشت، تا حد زیادی با محبوبیت هنرهای رزمی در غرب، معرفی این هنر به فرهنگ های جدید و خطوط رنگی مختلف، و آوردن آن به پرده بزرگ در فیلم هایی مانند اژدها وارد می شود.

شانون لی در لس آنجلس در 11 آوریل 2019.جان اسکیولی/گتی ایماژ برای سینماکس

اما برای جامعه آسیایی آمریکایی، او به عنوان یک قهرمان مقاومت تلقی می‌شد که کلیشه‌های مداوم پیرامون مردان آسیایی را به چالش می‌کشید، که اغلب به‌عنوان لاغر، بداخلاق و متواضع به تصویر کشیده می‌شدند. با این حال، شانون لی گفت که این در واقع هوش هیجانی پدرش بود که او را به یک پیشگام تبدیل کرد.

نامه‌ای داریم که در آن به رئیس این استودیو می‌نویسد و می‌گوید: گوش کن، می‌خواهم شگفت‌انگیزترین فیلم اکشن را برایت بیاورم، اما تو باید نه تنها سرت، بلکه قلبت را هم به من بدهی.

او گفت که از زمان مرگ پدرش، برخی دیدگاهی نسبت به او اتخاذ کرده اند که او آن را مردسالارانه می داند. در فیلم جنجالی کوئنتین تارانتینو در سال 2021، روزی روزگاری در هالیوود، بروس لی به عنوان یک شخصیت متکبر و رقابتی به تصویر کشیده شده است، تصویری که واکنش های شدیدی را به همراه داشت.

تصویر او از پدرم این جنگجوی زرنگ بود. پس حتما سوراخ بوده و حتما مغرور بوده است. لی درباره تارانتینو گفت که او نباید یک نوع انسان آسیب پذیر بوده باشد. صادقانه بگویم، او به رقابت اعتقادی نداشت. او باور نداشت که این الگوی خوبی برای کمال شخصی و رشد شخصی است زیرا شما همیشه در مقابل شخص دیگری قرار می گیرید.

تارانتینو در آن زمان تفسیر خود را دوچندان کرد و به منتقدانی که به آن اعتراض داشتند گفت که در یکی از قسمت‌های پادکست جو روگانز حرف‌های اف—- را بخورند.

لی گفت که پدرش بیشتر در مورد همکاری بود. به همین دلیل، او گفت، او معتقد بود که هنرهای رزمی را فراگیرتر کند، و اغلب در معرض خطر محکوم شدن به انجام این کار است.

بروس لی و کریم عبدالجبار در «بازی مرگ».تصاویر کلمبیا / با حسن نیت از مجموعه اورت

بروس لی در طول زندگی حرفه ای خود از دانش آموزانی با زمینه های مختلف استقبال کرد. یکی از اولین شاگردان او جسی گلاور بود، یک مرد سیاهپوست که اولین دستیار مربی او در ایالات متحده بود. گلوور، قربانی خشونت پلیس، هنرهای رزمی را به عنوان دفاع از خود در پیش گرفت. دوستی بسیار تبلیغاتی بروس لیز با کریم عبدالجبار، اسطوره NBA و مدافع حقوق مدنی، نیز به نمادی از همبستگی و اتحاد بین جوامع تبدیل شده است.

به قول پدرم برمی گردم: زیر آفتاب و آسمان یک خانواده است. شانون لی گفت که یک خانواده انسانی وجود دارد.

او گفت که او کارهایی انجام می داد که در آن زمان مورد تحقیر قرار می گرفت، مانند آموزش کونگ فو چینی به غیر چینی ها. اما این چیزی بود که او احساس کرد من می خواهم آنچه را که دوست دارم با افرادی که هیچ ارتباطی با آنها ندارم به اشتراک بگذارم. سپس باید آن را با مردم به اشتراک بگذارم.

دخترش گفت که بروس لی همانطور که باز و آسیب پذیر بود، در محدوده خود نیز محکم بود. او گفت که او از پذیرش رفتار نابرابر یا ایفای نقش هایی که به آمریکایی های آسیایی در هالیوود آسیب می رساند، امتناع کرد.

وقتی سیستم‌ها به او اجازه نمی‌دادند این گام‌ها را بردارد، او گفت، خوب، باید راه دیگری پیدا می‌کرد. این به مقدار باورنکردنی قدرت درونی نیاز دارد.

در طول سال‌ها، بروس لی بخشی از فرهنگ پاپ باقی مانده است. و شانون لی گفت که بسیاری تلاش کرده اند وقایعی را تجزیه و تحلیل کنند که باعث شد او مسیر منحصر به فرد خود را طی کند یا زخمی را که به او انگیزه داده است بیابد. اما در نهایت، پدرش با خوشحالی و سربلندی برای فرهنگ خود کار کرد که لازم نبود با تأیید توده‌های سفید امضا شود. او گفت و این چیزی است که میراث او را بسیار عمیق می کند.

او نشان دهنده شادی آسیایی بود، می دانید، زیرا او بسیار به چینی بودنش افتخار می کرد و به کاری که می توانست انجام دهد بسیار افتخار می کرد و می خواست آن را به اشتراک بگذارد. او گفت که می خواست آن را جشن بگیرد. او چیزهایی را که متفاوت و منحصر به فرد بودند در خود گرفت و آنها را به ابرقدرت های خود تبدیل کرد زیرا آنها را دوست داشت.