عمه ای می گوید مردی از هوستون که مادرش از گم شدنش خبر داده دیگر نمی خواهد با او تماس بگیرد

هوستون عمه مرد 25 ساله ای که به مدت 8 سال ناپدید شده بود و در آخر هفته دوباره ظاهر شد، می گوید که او دیگر نمی خواهد مادرش را ببیند یا با او زندگی کند.

پائولین سانچز گفت که برادرزاده اش رودی فاریاس را برای اولین بار پس از هشت سال پنجشنبه شب دیده است.

حضور بسیار خوبی را احساس کردم. زیبا بود. در آغوش گرفتیم تا بالاخره رهایش کردم. او گفت که او کمی لاغر است، بیرون از خانه یکی از دوستانش که فاریاس قصد دارد مدتی در آنجا زندگی کند. حال او خوب است اما قصد دارد از مادرش دور بماند.

فاریاس در آخر هفته زمانی که گزارش شد که او پس از سال‌ها جست‌وجوی سالم در کلیسایی در هیوستون پیدا شده است، به تیتر خبرهای ملی تبدیل شد.

رودی فاریاس.مرکز تگزاس برای گمشدگان

مقامات روز پنجشنبه گفتند که فاریاس که در مارس 2015 مفقود شده بود، بیشتر اوقات با مادرش زندگی می کرد.

برخی از همسایگان روز پنجشنبه گفتند که از اینکه فهمیدند فاریاس اصلاً گم شده گزارش شده است، تعجب کردند زیرا اغلب او را در محله دیده بودند.

با این حال، همسایه های دیگری که آن طرف خیابان زندگی می کنند آنها می گویند از زمانی که ناپدید شده است اصلا او را ندیده اند و این موضوع را پیچیده تر کرده است.

پلیس هیوستون پنجشنبه گفت که فاریاس در 7 مارس 2015 مفقود شده بود، اما یک روز بعد به خانه بازگشت.

به گفته یکی از بازرسان تگزاس EquuSearch، یک آژانس غیرانتفاعی جستجو و نجات که به جستجوی فاریاس کمک کرد، او هفته گذشته در کلیسایی در فاصله 8 مایلی خانه خانواده اش پیدا شد.

مادرش جانی سانتانا در بیانیه ای گفت که او غیرکلامی بود و قادر به برقراری ارتباط نبود و افزود که یک سامری خوب او را پیدا کرد و بلافاصله با مقامات تماس گرفت.

سانچز گفت که از برادرزاده خود جزئیاتی در مورد پرونده افراد ناپدیدش نپرسیده است.

ذهنیت او باید اصلاح شود. او محتاط خواهد بود. من هنوز احساس می کنم که او آسیب دیده است و چیزهای زیادی را پشت سر گذاشته است. خاله گفت هنوز فکر می کنم باید اقدام کرد. او نه می خواهد مادرش را ببیند و نه می خواهد پیش مادرش برگردد.

این دیدار برای سانچز که گاهی پسرش را همراهی می‌کرد، یک روز دلخراش را رقم زد.

خانه رودی فاریاس در هیوستون.نقشه های گوگل

سانچز اطلاعاتی در مورد محل نگهداری فاریاس دریافت کرده بود و روز مرخصی را گرفت. ابتدا به خانه سانتانا، خواهر ناتنی اش رفت، جایی که با فاریاس زندگی می کرد.

وقتی کسی را در خانه پیدا نکرد، با ماشین از شهر عبور کرد تا برادرزاده‌اش را پیدا کند، و از خبرنگاری که در مسیر ترافیک دنبالش می‌کرد طفره رفت.

سانچز پس از فریاد زدن و فراخواندن پلیس به او، سرانجام به حیاط پشتی خانه ای که فاریاس قصد اقامت در آن را داشت، اجازه داد و با برادرزاده اش ملاقات کرد.

در ابتدا بد شروع شد.» او گفت: «فقط مهم این است که او زنده و سالم است.»