کشیش سابق در سال 1975 به دلیل کشتن دختر جوانی که به سمت کلیسای خود می رفت دستگیر شد

بر. در 15 آگوست 1975، گرچن هرینگتون 8 ساله در حال رفتن به کمپ کتاب مقدس در شهری خارج از فیلادلفیا بود که ربوده شد و کشته شد.

مقامات روز دوشنبه گفتند مردی که کشیش یکی از کلیساهای میزبان اردوگاه بود، دستگیر و به قتل هرینگتون متهم شد.

دفتر دادستان ناحیه دلاور گفت که دیوید زاندسترا، 83 ساله، اخیراً پس از مواجهه با شواهد جدید، از جمله ادعای یک شاهد مبنی بر اینکه کشیش سابق او را مورد آزار و اذیت قرار داده و ممکن است قصد ربودن یک دختر محلی دیگر را داشته باشد، اعتراف کرد.

گرچن هرینگتوندفتر دادستانی منطقه دلاور

به گزارش NBC Philadelphia، یک شرکت حقوقی به نمایندگی از Zandstra گفت که از این اتهامات آگاه است اما هیچ اظهارنظری نکرده است.

اتهامات علیه او شامل قتل جنایتکارانه است. قتل درجه یک، دو و سه; آدم ربایی؛ و داشتن ابزار جرم. جنایات ادعا شده در مارپل تاونشیپ، در حدود 10 مایلی غرب فیلادلفیا رخ داده است.

دادستان گفت که شاهد جدید، که شناسایی نشده است، یک دفترچه خاطرات ارائه کرده است. دادستان در شکایت کیفری علیه زاندسترا گفت که در آن، او یک ماه پس از ناپدید شدن هرینگتون، مدخلی نوشت و حدس زد که زاندسترا ممکن است مسئول دو بار تلاش برای ربودن دختر دیگری باشد.

“حدس بزن چی شده؟” به نقل از شاهد، در ضبطی به تاریخ 15 سپتامبر 1975، نوشت: «مردی دو بار سعی کرد هالی را بدزدد! این رازی است که نمی توانم به کسی بگویم، اما فکر می کنم او ممکن است کسی باشد که گرچن را ربوده است. فکر کنم آقای ز بود.

او همچنین گفت که در حین خوابیدن در خانه اش، هفت روز قبل از ناپدید شدن هرینگتون، طبق این شکایت، توسط مظنون مورد نوازش قرار گرفت. شاهد، 10 ساله در آن زمان، بهترین دوست با یکی از دختران زندسترا بود.

مصاحبه با مظنون

به گفته این شکایت و سخنگوی دفتر دادستانی منطقه دلاور، مارگی مک‌آبوی، در 17 ژوئیه، افسران از زاندسترا در نزدیکی خانه‌اش در جورجیا بازجویی کردند.

یوجین تری، سرباز پلیس ایالتی در کنفرانس خبری روز دوشنبه گفت که او می خواست صحبت کند و حقوق میراندا او خوانده شد.

تری گفت که در مواجهه با اطلاعات شاهد جدید، زاندسترا اعتراف کرد.

سرباز گفت: «آرام شد. انگار وزنه ای از روی دوشش برداشته شده بود.»

پدر گرتنز کشیش کلیسای پروتستان اصلاح شده در مارپل، دل بود. دفتر دادستانی منطقه دلاور

در شکایت جنایی آمده است که زاندسترا در 15 آگوست 1975 در حال رانندگی بود، زمانی که با هرینگتون روبرو شد که به سمت یک اردوگاه کتاب مقدس که توسط جماعتش، کلیسای اصلاحات مسیحی کلیسای ترینیتی نگهداری می شد، برخورد کرد.

دادستان ها گفتند که او مرتباً بچه ها را می برد تا آنها را به کمپ صبحگاهی ببرد. آنها در شکایت گفتند که هرینگتون با دختر دیگری از خانواده زاندسترا دوست صمیمی بود، بنابراین او چهره ای آشنا بود.

دادستان ها گفتند که او آخرین بار در دو بلوک دورتر از خانه دیده شده است.

زاندسترا به افسران گفت که هرینگتون را در حالی که او به سمت کلیسا می‌رفت، بلند کرد و او را به جنگل‌های مجاور که در آن پارک کرده بود، برد. از او خواست تا او را به خانه ببرد، اما او دستور داد لباسش را درآورد. او گفت که وقتی از درآوردن لباس امتناع کرد، او با مشت به سرش زد و او هرگز به هوش نیامد.

جاده لارنسدفتر دادستانی منطقه دلاور

بر اساس این شکایت، مظنون جسد خود را که در شکایت “نیمه برهنه” توصیف شده بود، در جنگل رها کرد و روی آن را با برگ پوشاند.

دادستان ها گفتند که پدر هرینگتون کشیش یک کلیسای مجاور، کلیسای پروتستان اصلاح شده، که میزبان نیمه دوم هر روز اردوی تابستانی کتاب مقدس بود، بود.

به گفته دادستان، قربانی معمولاً با دو خواهرش بیرون می رفت، اما آنها آن روز در خانه ماندند زیرا مادرش به تازگی زایمان کرده بود. آنها گفتند که پدر هرینگتون او را تشویق کرد که به تنهایی برود، زیرا او سابقه حضور کاملی داشت.

بر اساس این شکایت، وقتی او در ساعت 11 صبح در کلیسای پروتستان اصلاح‌شده حاضر نشد، پدر هرینگتون در تلاش برای یافتن او در خیابان لارنس در همان نزدیکی رانندگی کرد. وقتی ساعت 23 دقیقه تاخیر را نشان داد، او با پلیس تماس گرفت.

جزئیات غیر معمول

او توضیحاتی ارائه کرد و خاطرنشان کرد که طبق شکایت، هرینگتون 3 فوت و 6 اینچ، 50 پوند، با موهایی بلوند است. در این شکایت آمده است که چند روز بعد در مصاحبه، زاندسترا جزئیات خاصی را در مورد شورت این دختر توضیح داد، از جمله اینکه آنها یک زیپ و یک گیره در جلو داشتند اما هیچ دکمه قابل مشاهده ای نداشتند.

جزییات به دو دلیل غیرعادی بود، دادستان ها گفتند: دختر هرگز به کمپ کتاب مقدس نرسید، بنابراین او را در آنجا نمی دید. و شورت بی نظیر بود، دست ساز مادر دختر.

در 14 اکتبر 1975، بقایای هرینگتون در یک پارک ایالتی در شهر مجاور Edgemont پیدا شد.

در این شکایت آمده است که علت و نحوه مرگ قتل با حداقل دو ضربه به سر بوده است.

بستگان هرینگتون گفتند که از پلیس و دادستان سپاسگزار هستند.

این خانواده در بیانیه ای اعلام کردند: «ربودن و قتل گرچن برای همیشه خانواده ما را تغییر داد و ما هر روز دلتنگ او هستیم.

گرف براندون، رئیس پلیس شهر مارپل، گفت که دوران هرینگتون روی زمین یک زندگی ناتمام از شر و تباهی محض بود.

او در جریان کنفرانس خبری روز دوشنبه گفت که قتل او نشان دهنده تغییری برای حومه شهر است که زمانی نسبتاً بی گناه و عاری از جرم بود.

رئیس گفت: «این جامعه را متحول می کند. “این هر شهر بود، ایالات متحده آمریکا”

قربانیان بیشتر؟

دادستان ها گفتند که زاندسترا کلیسا را ​​ترک کرد و از منطقه دور شد و ابتدا در پلانو، تگزاس، و سپس در جورجیا مستقر شد، جایی که طبق دادستان ها و سوابق زندانیان، روز دوشنبه برای ششمین روز بدون وثیقه در بازداشتگاه بزرگسالان شهرستان کاب بود.

مقامات ابراز نگرانی کردند که ممکن است قربانیان بیشتری وجود داشته باشد و از هر کسی که اطلاعاتی در اختیار دارد خواستند با آنها تماس بگیرند. دادستان روز دوشنبه در بیانیه ای گفت که پلیس ایالتی در حال مقایسه DNA وی با سایر پرونده های سرد یا باز است.

دادستان ها گفتند که زاندسترا از استرداد به پنسیلوانیا خودداری کرد که این امر محاکمه را طولانی می کند اما بعید به نظر می رسید که آن را متوقف کند.

روز دوشنبه، جک استولشایمر، دادستان منطقه دلاور گفت که پرونده 48 ساله بسته شده است.

او گفت: “من او را به اینجا به شهرستان دلاور می آوردم، او را محاکمه می کردم، او را محکوم می کردم و در زندان می مرد.”